الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

23

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

باب نخست : بطلان و نكوهش صوفىگرى در اين باب از ابطال و نكوهش نسبت صوفىگرى سخن خواهيم گفت به اين معنا كه در آيين اسلام انتساب به صوف « پشم » و صوفى « پشمينه‌پوش » مردود است و بر عدم جواز اين نسبت دوازده دليل اقامه مىشود : 1 - هيچ‌گونه دليل شرعى بر وجوب نسبت « صوف » آن‌گونه كه صوفىها ادعا مىكنند و بر استحباب و مزّيت و حتى بر جواز آن وجود ندارد ، با اين‌كه از ديدگاه صوفيان ، اين نسبت يكى از دستورات مهّم دين تلقى شده و احكام و اعتقاداتى كلى و اساسى مخالف با اعتقادات شيعه ، بر آن مترتب است . بنابراين ، چگونه روا خواهد بود كه اين افراد خود را به چنين نسبتى « صوف » منتسب سازند و احكام و لوازمى بر آن قيد كنند و بدون دليل ، مدّعى وجوب آن شوند ؟ ! در حجيّت و اثبات اين دليل ، دوازده وجه قابل يادآورى است : 1 - عقل و خرد با جزم و يقين حكم مىكنند كه سخن گفتن بدون دليل و ادعاى بدون بيّنه پذيرفتنى نيست . 2 - اجماع عقلا بر اين است كه بايد از گويندهء سخن ، دليل و از مدّعى ، بيّنه خواست و تفاوت اين مطلب با قبلى واضح و روشن ، بلكه هيچ ملازمه‌اى بين آن دو وجود ندارد و عقل بر بسيارى از امور مورد اتفاق ، دلالت ندارد . 3 - خداى متعال مىفرمايد : قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ؛ * « 1 » اگر راست مىگوييد دليل و برهان خويش را ارائه دهيد در جاى ديگر مىفرمايد : قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ؛ « 2 » بگو ، كتابى از پيشگاه خدا بياوريد و ديگر آياتى كه مضمون آن‌ها درخواست حجّت و

--> ( 1 ) . بقره ، آيهء 111 ، انبياء ، آيهء 24 ، نحل آيهء 64 . ( 2 ) . قصص ، آيهء 49 .